اهميت بنيادي روش شناسي آماري وقتي به بهترين وجه درك مي شود كه در پرتو
فرآيند عمومي كسب آگاهي، كه گاهي روش علمي ناميده مي شود، به آن بنگريم. هرچند
پژوهش علمي داراي ساختمان بندي دقيقي نيست ولي مي توان آن را چنين توصيف
كرد كه فرآيندي است از بدل مساعي، به اين منظور كه قواعد پنهان در پديده اي
را كه به صورت دنياي مغشوشي به نظر مي رسد، كشف كنند. مدلها يا نظريه
هايي كه به نظر مي رسد چگونگي پديده را توضيح مي دهند، به طور آزمايشي
پذيرفته مي شوند. نتيجه هايي منطقي از مدل پذيرفته شده استخراج مي كنند و
آنها را با توجه به نتايج يافته هاي واقعي مي سنجند، مدل اصلاح مي شود، و
جستجو به منظور يافتن توضيح بهتري براي پديده ادامه مي يابد.
آمار به عنوان يك موضوع علمي، امروزه شامل مفاهيم و روشهائي است كه
در تمام پژوهشهايي كه مستلزم جمع آوري داده ها به وسيلة يك فرآيند آزمايش و
مشاهده، و انجام استنباط و نتيجه گيري به وسيلة تجزيه و تحليل اين داده ها
هستند، اهميت بسيار دارند. آمار هنر و علم جمع آوري، تعبير و تجزيه و تحليل داده ها و استخراج تعميمهاي منطقي در مورد پديده هاي تحت بررسي است. معادل كلمة آمار در زبان انگليسيStatisticsاست كه از لحاظ تاريخي، از كلمة لاتين statusمشتق شده و يكي از معاني كلمة اخير، دولت است.
در طول چندين دهه، آمار فقط با بيان اطلاعات و مقادير عددي دربارة
اقتصاد، جمعيت شناسي و اوضاع سياسي حاكم در يك كشور، سر و كار داشت. حتي
امروز، بسياري از نشريات و گزارشهاي دولتي كه توده اي از آمار و ارقام را
در بر دارند و تحت عناويني از قبيل « آمار توليد مزارع» و «آمار كارگران»
منتشر مي شوند، معني اولية كلمة آمار را در ذهن زنده مي كنند.